|
بودن |
|
درخلقت خداوند هیچگونه اشتباهی وجود ندارد همه اسرارو رنجها فقط در ذهن شکل میگیرند... |
بازرگان موفقی بود که کالاها و وسایل تزیینی و گرانبهای
بسیاری داشت.یک روز که از مسافرت بازگشت،متوجه شد خانه و مغازه اش در نبود او آتش گرفته و سوخته است. در حادثه، تمامی دار و ندار مرد بازرگان سوخت و خاکستر شد و خسارت هنگفتی به او وارد آمد. فکر می کنید آن مرد چه کرد؟خدا را مقصر شمرد و ملامت کرد یا اشک ریخت؟ او با لبخندی بر لبان و نوری در دیدگان، سر به سوی آسمان بلند کرد و گفت: "خدایا اکنون می خواهی چه کنم؟" مرد تاجر پس از نابودی کسب پر رونق خود، تابلوی بر ویرانه خانه و مغازه اش آویخت: "مغازه ام سوخت، خانه ام سوخت، کالاهایم سوخت، اما ایمانم نسوخته است!از فردا شروع به کار خواهم کرد." "نوشته:جی.پی.واسوائی" پ.ن:لینکها تعدیل شد!
+ نوشته شده در ساعت توسط پرگل |